او كه مي ماند نخواهد رفت
او كه رفته است ، نخواهد رسيد
او كه رسيده است ، پشيمان است.
اين همه از شكستن ِ سكوت
چه عايد آينه شد!؟
رفتن هم حرف عجيبي
شبيه اشتباه ِ آمدن است.
و بگو ...
دايره تا كجاي اين نقطه خواهد گريست؟

اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
تا آمدم بگم تابانتر از خورشيد نيست وقتی چشمان تو را ديدم منصرف شدم
تا آمدم بگم دريا بسيار پهناور است وقتی دل عاشق تو را ديدم منصرف شدم
تا آمدم بگم زندگی زيباست تو را ديدم زندگی زيباتر شد .
تا آمدم بگويم ((من)) وقتی تو را ديدم ((ما)) جايگزين کلامم شد
گويند در آسمان فرشتگانی بودند که سرنوشت آدميان را با جوهر طلایی و قلم نقره اي بر پيشانی شان مينوشتند .نوبت به ما که رسيد جوهر طلایی ريخت و قلم نقره اي شکست ،برای ما با ذغال سياه نوشتند.
اگر دوستيها و ناکاميها دلم را سوزنده و اشکم را جاری سازند ، اگر پيچ و تاب زندگی مرا به قعر دريای ياس و نا اميدی پرتاب کنند ،اگر مرا مانند بلبلی در قفس زندانی نموده و از ديدن عشقم باز داراند ،باز دست از دوستی و محبت تو نخواهم کشيد و هميشه دوستت خواهم داشت.
نميدانی :بغضی گلويم را گرفته که مهيب ترين رعد و برق ها و سخت ترين باران ها هم نمي توانند آن را بشکنند ،امّا تو ای زيباي من با کوچکترين تلنگر چشمانت آن را شکستی و سيلی عظيم بر روی گونه های داغم جاری ساختی. اميد اينکه هيچ وقت گلهای عشق و محبت در قلبمان پژمرده نگردد.
سرزمين دلم سالها بر اثر جفای روزگار غريب و سرد به سرزمين يخ زده تبديل شده بود تا اينکه وجود گرما بخش تو با آن نگاه پر اميد ، جوانه های سبز اميد را در دلم کاشت و اينک دلم يکپارچه سبز است و اين سبزی را مديون آفتاب مهربانی توست که بر ناکجاآباد دلم تابيدی و سيراب از هر مهربانی کردی.کاش اين نور مهرت هرگز به غروب ننشيند
از کجاا آغاز کنم ؟بيان عشقي که گويای يک عشق و عظمت آن باشد .قصه ي عشقي را که از دريا کهنسالتر و از اقيانوس ژرف تر و از آسمان زيباتر.
از کجاا بنويسم ؟
داستان شيرين دوستی اي را که مالامال صداقت است و اکنون به سپيدی اشک،اشکی چون شمع ،شمعی چو نور، نوری چون ماه ، ماهی چون تو است.
قسم خوردم ، قسم خورده می مانم
چون عشق تو گفته ام یار تو خواهم ماند
ما را هراسی نیست از بی وفایی
گر تو بی وفایی کنی من وفادار خواهم ماند
بیا و سوگند یاد کن که چون مجنون عاشق
که تا زنده ای به عشق لیلی وفادار خواهی ماند
تو که قصد جدایی کرده بودی
خیال بی وفایی کرده بودی
چرا با این دل من
زمانی آشنایی کرده بودی؟![]()
![]()
خسته و تنها ، همدم غمها
در حصار خلوت دل پیچیده فریاد من
نه ایمانی ، نه وجدانی ، جز حیله و نیرنگ
در سرزمین قحطی عشق نشسته ام دلتنگ
رنجیده از تو ریشه ی جونم
عشق و تنفر ناباورانه آمیخته با خونم ![]()

کاش به جاي اين همه عشق نويسي ، کمي عشق را زندگي مي کرديم .
باور مي کرديم که دلقک ها هم مي گريند...
و اينکه عشق حرف بيهوده اي نيست ؛ اما ما بيهوده اش کرديم و آنچناني که خود خواستيم تعبيرش…
و گاهي چه تعابير دهشتناکي
هر روز فرياد مي زنيم که عاشقيم اما يادمان نمي آيد که شبي گرسنه خوابيده باشيم
ربطش را مي پرسي..!!!؟؟؟
ما فراموش کرديم «ما عرفناک حق معرفتک» را و تو را تا سطح فکرهاي کوچکمان کوچک کرديم.
ما دم از عشق زديم در حالي که طعم قهقهه هاي مستانه ي شبانه هاي با روسپيان را فراموش نکرده بوديم ..
گفتيم :آنجا که عشق فرمان مي دهد محال سر تسليم فرو مي آرد، اين را گفتيم و همه ي نبايد ها را بايد کرديم و به هر که در ما به حقارت نگريست با پوزخندي تحويلش داديم :که آنجا که عشق فرمان…
ما عشق را نيافته گم کرده بوديم و خداي را نَشناخته به برگ درخت ترسيم کرديم و هيجان زده از اِين کشف بزرگ مي نوشيديم و همان کلمه را هم فراموش کرديم…
خدا در ما باز هنوز به اميد مي نگريست و ما همچنان بر مرداب هاي درونمان مي افزوديم و اينکه هنوز پايداريم را نشان از به حق بودنمان انگاشتيم
حال آنکه خود مي دانستيم حق را از ياد برده بوديم
ما عاشق بوديم و نمي گريستيم
برخنده ي ما گريستن آغاز کنيد شايد اين قفل ها باز شوند
هنوز يادم هست از کجا دروغ گفتن را شروع کردم تو هم يادت هست .بيا برگرديم
برگرديم به همان انساني که بوديم
حرف هاي زيباي کمتري بلد بوديم اما هنوز زنده بوديم و گاهي مي گريستيم
بيا باز هم عاشق دخترک کوچک همسايه باشيم و در نگاهش عاشقانه بنگريم و دستهاي کوچکش را در دست بگيريم و با او بخنديم و فراموش کنيم به راحتي مي شود زنانی را در آغوش کشيد که عصمت به مفت می فروشند...!!!
جام عشقي راکه صادقانه به ما داده شد پر از زهر بدبيني و دروغ و ريا برش گردانديم
مگر ..
چه می شود ما را؟؟؟

سکوت را خواهان باش اگر آواز قناری همدمت باشد
ودنیا جز برای ماندن غم نیست
به فکر آرزوها باش برای آرزو دنیای ما کم نیست
سکوت عشق را بنگر چگونه سخت می تازد
برای دیدن یارش به ساز بخت می تازد
اگر تو مهربان باشی سیاهی دور خواهد شد
به فکر روزهایی باش که شب ها کور خواهد شد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تنها كساني كه ما را مي رنجانند عزيزاني هستند كه كوشيده ايم از ما نرنجند.![]()
هيچ وقت نخواه كه بارون باشي كه مردم فكر كنند خودتو با منت به شيشه مي كوبي هميشه بخواه ابر باشي كه منتظر باريدنت باشند.
تيك تاك ساعت فرياد مرگ ثانيه هااست اما دوستي ها هيچ وقت نمي ميرند I never for get u![]()
دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاه نگاه است گاه سكوت.![]()
زندگي يعني همين لبخند تو عشق هم يعني كسي مانند تو.
خوبيه بارون اينه كه وقتي گريه مي كني كسي اشكاتو نميبينه.
يك قطره اشك ريختم تو دريا تا پيداش كنم دوستت دارم.
ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم.
آدمهااااااا براي هم مثل كتاب مي مونند وقتي به انتهاش مي رسند مي رن سراغ يه كتاب ديگه يادمون باشه هم ديگه رو تند تند ورق نزنيممممممممم (قابل توجه دوستان ن ن ن )![]()
گل اگر خشك شود ساقه ي آن مي ماند دوست اگر دور شود خاطره اش مي ماند.
اشك تنها موجودي است كه چون از چشم مي افتد عزيز مي شود.
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست من در عجبم دوست چراااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مي شكند؟؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
براي مردن افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست فقط كافيه از چشم تو بيفتم.
هميشه واسه گلي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون رسيد يادش باشه ريشش كجاست!
روز به خورشيد مي نازه شب به ماه من به داشتن دوستاني مثل شمااااااااااا.
فرشته اي از سنگ پرسيد: چرا ازا خدا نمي خواهي تورا انسان كند؟ سنگ در پاسخ گفت: هنوز آنقدر سخت نشده ام كه انسان باشم!
عشق ويزاي ورود به دل است.
هر وقت دله يه نفر رو شكوندي يه ميخ بكوب رو ديوار ور هروقت تونستي دلشو به دست بيار ميخو از رو
ديوار بكن ! واي ي ي ي ي ي ي ي جاش رو ديوار مي مونه ه ه ه ه ه ه!
از استاد علوم پرسيدن عشق چيست؟ گفت: تنها عنصري است كه بدون اكسيژن مي سوزد.
اي صميمي اي دوست گاه گاه لب پنجره ي خاطرم مي آيي اي قديمي اي خوب تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم.
تمام عاشقاني كه مثل شمع مي سوزند تا پايان امسال گازسوز ميشوند.
جان اسير دل .... دل اسير دوست .... دوست چه مي داند دل اسير اوست!!!
هروقت دل تنگت مي شم ميام پشت قلبتو هي در مي زنم پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برام تنگ شده.
هرگاه دلت هوايم كرد به آسما ن بنگر و ستارگان را ببين كه همچون من در هوايت مي تپند.
يادت در ذهنم عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاكي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانيت معني كردم و بدان كه زيباترين لحظه هايم در كنار با تو بودن است.
فاصله ي تابش خود را بر ديگران تنظيم كنيد چون خدا خورشيد را در جايي نهاد كه گرم كند ولي نسوزاند.
يافتن دوست هاي خوب سخت است سخت تر از آن ترك آن هااست و فراموش كردنشان غير ممكن است به خدا غير ممكن است!!!
وقتي تقدير نباشد و از دست تدبير هم كاري بر نيايد اگر خواستن با تمام وجود حتما به آنچه كه مي خواهي خواهي رسيد!
هميشه رفتن رسيدن نيست در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز را بياموز كه منتظرت هستم عزيزم.
زدم فرياد خدايا اين چه رسمي است؟؟؟؟؟ رفيقان را جدا كردن هنر نيست رفيقان قلب انسانند خدايااااا بدون قلب چگونه مي توان زيست؟؟؟؟؟؟؟؟
براي آنكه بخخنديد افكارتان را قلقلك دهيد.
بعضي براي كار زندگي مي كنند و بعضي براي زندگي كار مي كنند.
فاصله گرفتن از آدمايي كه دوستشون داريم بي فايده است زمان به ما نشان خواهد دادكه جانشيني براي آن ها نيست!
كي دوستت داره؟؟ هيچ كس س س س
كي برات مي ميره؟؟؟؟ هيچ كس سس س
كي ديوونته؟؟؟؟ هيچ كس س س س
كي عاشق چشاته؟؟؟ هيچ كس س س
كي فداته؟؟؟ هيچ كس س س
ميدوني من كي هستم؟؟؟ هيچ كس س سس س س س
اگر مجنون دل شوريده اي دشات دل ليلي از او شوريده تر بود.
سلام دوستان من امروز تصادف كردم. زياد نگران نباشيد فردا مرخص ميشم ولي شونم شكسته بايد يه برس بخرم مم م!!!
روي هر پله كه باشي خدا ازت يه پله بالاتره نه واسه اينكه خداست واسه اينكه دستتو بگيره هه ه ه!
آنكه تهديد مي كند هميشه مي ترسد.
عشق را نمي توان پنهان كرد....
بر سره قبره كشيكي در انگلستان نوشته شده است : كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغير دهم بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است تصميم گرفتم انگلستان را تغيير دهم بعدها دنيا را بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغير دهم بعدها در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم حال كه در آستانه ي مرگ به سر مي برم مي فهمم كه اگر در ابتدا خود را تغيير داده بودم حال مي توانستم دنيا را نيز تغيير دهم.
نامردان زمين رو به قصد خورشيد ترك كنند از همشون بدم مياد
بر نارفيقان شرم باد شرم باد شرم باد
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايی نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت، من و مايی نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعايی نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پايی نکنيم






























.jpg)


